الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

292

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

و در فصل دوم از بحار گويد ، كتاب‌هاى بياضى و ابن سليمان همگى از كتاب‌هاى شايسته و در خور اعتمادند و نويسندگان آن‌ها از علماى فحول مىباشند و از تمامى آن‌ها نهايت درستى و استوارى احساس مىشود . برخى پنداشته‌اند رساله المختصر و الرجعة هر دو يكى است و حال آنكه اين اتحاد توهمى بيش نيست براى آنكه خود او در اثناى كتاب مىنويسد : حسن بن سليمان بن خالد مىگويد : من در اين رساله در معناى رجعت و غرض از آن ، احاديثى را غير از طريق سعد بن عبد اللّه روايت مىكنم و در اين اوراق ثبت مىنمايم پس از آن باز مىگردم به احاديثى كه سعد ، در كتاب مختصر البصائر آورده است . و حق آن است كه ، كتاب مختصر و رساله رجعت دو اثر مستقلند و از عبارت وى برمىآيد كه اصل البصائر از مؤلف ديگرى غير از سعد بن عبد اللّه است . و مختصر آن از سعد و انتخاب آن از عز الدّين است چنان‌كه گذشت ( فتدبر ) . و از امور شگفت‌آور اينكه ، عز الدّين در محلى از كتاب منتخب مختصر البصائر مىنويسد ، در يكى از اوقات سيد رضى الدّين على به من گفت ، كتاب تفسير آياتى كه دربارهء آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين نازل شده از آثار محمّد بن عباس بن مروان است كه من يعنى ، سيد رضى الدّين از فخار بن معد به طريقى كه دارد از آن كتاب روايت مىكنم . و از سياق عبارت عز الدّين برمىآيد مراد از رضى الدّين همانا ، سيد على بن طاوس مؤلف اقبال است . و حال آنكه شهيد متأخر از طبقه رضى الدّين بن طاوس بوده و چگونه ممكن است شاگرد او از رضى الدّين روايت كند . بنابراين ممكن است اشتباهى در آن جمله رخ داده باشد و يا مراد از رضى الدّين ديگرى است جز ابن طاوس . مؤلف گويد : نسخه‌اى از كتاب احوال المحتضر او را در مشهد مقدس رضوى ديده‌ام و در پايان آن ابواب چندى درباره مطالب عديده‌اى كه